میلاد امام حسن

خرید بک لینک
سرِ استاد کاکاوند سلامت! اونقدر سر کلاس از این شعر نصرت رحمانی با اندوه یاد میکرد که هر وقت اشتیاق اغراقشدهی کسی رو برای رفاقت میبینم با خودم مرورش میکنم و دلم میخواد از همون اول این کلمات رو به قامت رفاقتهای قراردادی ضمیمه کنم:ای دوستاین روزهابا هر که دوست میشوم احساس میکنمآنقدر دوست بودهایم که دیگروقت خیانت استانبوه غم حریم و حرمت خود رااز دست داده استدیریست هیچ کار ندارممانند یک وزیروقتی که هیچ کار نداریتو هیچ کارهایمن هیچ کارهام: یعنی که شاعرمگیرم از این کنایه هیچ نفهمی!*نقاشی به "زلالی یک عشق" اثریست از ایران دروّدی. بعد از پنج سال، دوباره در فاصلهی دو نقطه را خواندم و اینبار جور دیگری او را میفهمم؛ زیبا زیستن زنی به نام ایران را. سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:38 توسط مشقِ مُدارا میلاد امام حسن...

ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:22

چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:46 توسط مشقِ مُدارا |  بیستون را یاد آر!دست هایت را بسپار به کار،کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار!وه چه نیروی شگفتانگیزی است،دستهایی که به هم پیوسته استبه یقین، هر که به هر جای، درآید از پایدستهایش بسته استدست در دست کسی،یعنی: پیوند دو جاندست در دست کسییعنی: پیمان دو عشقدست در دست کسی داری اگر،دانی، دست،چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست؛لحظهای چند که از دست طبیب،گرمی مهر به پیشانی بیمار رسد؛نوشداروی شفا بخشتر از داروی اوستچون به رقص آیی و سرمست برافشانی دستپرچم شادی و شوق است که افراشتهایلشكر غم خورد از پرچم دست تو شکستدست، گنجینه مهر و هنر است:خواه بر پرده سازخواه در گردن دوستخواه بر چهره نقشخواه بر دنده چرخخواه بر دسته داسخواه در یاری نابیناییخواه در ساختن فرداییآنچه آتش به دلم می زند، اینک، هر دمسرنوشت بشرست،داده با تلخی غمهای دگر دست به همبار این درد و دریغ است که ماتیرهامان به هدف نیک رسیده است، ولیدست هامان، نرسیده است به همفریدون مشیری میلاد امام حسن...

ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 10:13

صفحه بندی