سرِ استاد کاکاوند سلامت! اونقدر سر کلاس از این شعر نصرت رحمانی با اندوه یاد میکرد که هر وقت اشتیاق اغراقشدهی کسی رو برای رفاقت میبینم با خودم مرورش میکنم و دلم میخواد از همون اول این کلمات رو به قامت رفاقتهای قراردادی ضمیمه کنم:ای دوستاین روزهابا هر که دوست میشوم احساس میکنمآنقدر دوست بودهایم که دیگروقت خیانت استانبوه غم حریم و حرمت خود رااز دست داده استدیریست هیچ کار ندارممانند یک وزیروقتی که هیچ کار نداریتو هیچ کارهایمن هیچ کارهام: یعنی که شاعرمگیرم از این کنایه هیچ نفهمی!*نقاشی به "زلالی یک عشق" اثریست از ایران دروّدی. بعد از پنج سال، دوباره در فاصلهی دو نقطه را خواندم و اینبار جور دیگری او را میفهمم؛ زیبا زیستن زنی به نام ایران را. سه شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 14:38 توسط مشقِ مُدارا میلاد امام حسن...ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:22
ما را در سایت میلاد امام حسن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 10:13